<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>آزادی بندگی ،هدف زندگی</title>
		<link>https://ahkam8.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://ahkam8.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description>مسئله های جدید از نظر علمای دینی و مراجع تقلید</description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>رمان‌عارفانه</title>
			<link>https://ahkam8.kowsarblog.ir/رمان-عارفانه-2</link>
			<pubDate>11:15:00 +0430 دوشنبه، 29 شهریور 1400</pubDate>			<dc:creator>راضیه علیزاده بیانچولی</dc:creator>
			<category domain="main">رمان عارفانه</category>			<guid isPermaLink="false">1311008@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/ahkam8/photo_2021-09-20_11-02-53.jpg?mtime=1632120292&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;266&quot; height=&quot;241&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;?#رمان_عارفانه&lt;br /&gt;?#شهیدنیرے&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;?خواب شھید نیری و توسل ایشان به امام‌زمان (عج)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سوار یک ماشین شدیم.ما پشت ماشین نشسته بودیم و خودرو با سرعت حرکت می کرد. این ماشین هیچ حفاظی اطراف خود نداشت.?&lt;br /&gt;در سر هر پیچ یکی دونفر از کسانی که سوار شده بودند به پایین پرت می شدند!〽️&lt;br /&gt;جاده خراب بود.ماشین هم با سرعت زیاد می رفت.یک باره به اطرافم نگاه کردم و دیدم فقط من پشت ماشین مانده ام!سر پیچ بعدی ان قدر با سرعت رفت که دست من هم جدا شدو&amp;#8230;&lt;br /&gt;نزدیک بود از ماشین پرت شوم.اما در آن لحظه اخر فریاد زدم یا صاحب الزمان عج&amp;#8230;?&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین حال یک نفر دستم را گرفت و اجازه نداد به زمین بیفتم.من به سلامت توانستم آن گردنه ها را رد کنم.?&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین لحظه از خواب پریدم.فهمیدم که باید در سخت ترین شرایط دست از دامن امام زمان عج بر نداریم.&lt;br /&gt;وگرنه تندباد حوادث همه ما را نابود خواهد کرد.این ماجرا را احمد آقا در جمع بچه های مسجد تعریف کرد&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;?هدیه به روح پاکش صلوات?&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;کوثر وبلاگ&quot;حوزه خواهران الزهرا (س)ارومیه&quot;
راضیه علیزاده بیانچولی&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/ahkam8/photo_2021-09-20_11-02-53.jpg?mtime=1632120292" alt="" width="266" height="241" /></p>
<p> </p>
<p>?#رمان_عارفانه<br />?#شهیدنیرے</p>
<p>?خواب شھید نیری و توسل ایشان به امام‌زمان (عج)</p>
<p>سوار یک ماشین شدیم.ما پشت ماشین نشسته بودیم و خودرو با سرعت حرکت می کرد. این ماشین هیچ حفاظی اطراف خود نداشت.?<br />در سر هر پیچ یکی دونفر از کسانی که سوار شده بودند به پایین پرت می شدند!〽️<br />جاده خراب بود.ماشین هم با سرعت زیاد می رفت.یک باره به اطرافم نگاه کردم و دیدم فقط من پشت ماشین مانده ام!سر پیچ بعدی ان قدر با سرعت رفت که دست من هم جدا شدو&#8230;<br />نزدیک بود از ماشین پرت شوم.اما در آن لحظه اخر فریاد زدم یا صاحب الزمان عج&#8230;?</p>
<p>در همین حال یک نفر دستم را گرفت و اجازه نداد به زمین بیفتم.من به سلامت توانستم آن گردنه ها را رد کنم.?</p>
<p>در همین لحظه از خواب پریدم.فهمیدم که باید در سخت ترین شرایط دست از دامن امام زمان عج بر نداریم.<br />وگرنه تندباد حوادث همه ما را نابود خواهد کرد.این ماجرا را احمد آقا در جمع بچه های مسجد تعریف کرد&#8230;</p>
<p>?هدیه به روح پاکش صلوات?</p><div class="item_footer">کوثر وبلاگ"حوزه خواهران الزهرا (س)ارومیه"
راضیه علیزاده بیانچولی</div>]]></content:encoded>
								<comments>https://ahkam8.kowsarblog.ir/رمان-عارفانه-2#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://ahkam8.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1311008</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>رمان‌عارفانه</title>
			<link>https://ahkam8.kowsarblog.ir/رمان-عارفانه-1</link>
			<pubDate>10:57:00 +0430 دوشنبه، 29 شهریور 1400</pubDate>			<dc:creator>راضیه علیزاده بیانچولی</dc:creator>
			<category domain="main">خاطره اربعین</category>
<category domain="alt">رمان عارفانه</category>			<guid isPermaLink="false">1311006@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt; &lt;img style=&quot;display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;&quot; src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/ahkam8/photo_2021-09-20_10-52-34.jpg?mtime=1632119192&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;185&quot; height=&quot;175&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;?#رمان‌عارفانه&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;?#شهیدنیری&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;?نماز های صبح را به جماعت در مسجد می خواند، بعد از نماز مشغول تعقیبات می شد.&lt;br /&gt;قیافه اهل ذکر را به خود نمی گرفت اما حسابی مشغول ذکر بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یک بار رفتم کنار احمداقا نشستم. دیدم لبانش به آرامی تکان می خورد. گوشم را نزدیک کردم، دیدم مشغول خواندن دعای عهد است. او همیشه بعداز نماز صبح از حفظ دعای عهد را می خواند‌.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به ساحت نورانی امام زمان(عج) ارادت ویژه‌ای داشت و کارهایی که باعث تقرب انسان به امام عصر(عج) می شود را هیچ گاه ترک نمی کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;?هدیه به ارواح مطهر شهدا⇦صلوات?&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;کوثر وبلاگ&quot;حوزه خواهران الزهرا (س)ارومیه&quot;
راضیه علیزاده بیانچولی&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> <img style="display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;" src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/ahkam8/photo_2021-09-20_10-52-34.jpg?mtime=1632119192" alt="" width="185" height="175" /></p>
<p>?#رمان‌عارفانه</p>
<p>?#شهیدنیری</p>
<p>?نماز های صبح را به جماعت در مسجد می خواند، بعد از نماز مشغول تعقیبات می شد.<br />قیافه اهل ذکر را به خود نمی گرفت اما حسابی مشغول ذکر بود.</p>
<p>یک بار رفتم کنار احمداقا نشستم. دیدم لبانش به آرامی تکان می خورد. گوشم را نزدیک کردم، دیدم مشغول خواندن دعای عهد است. او همیشه بعداز نماز صبح از حفظ دعای عهد را می خواند‌.</p>
<p>به ساحت نورانی امام زمان(عج) ارادت ویژه‌ای داشت و کارهایی که باعث تقرب انسان به امام عصر(عج) می شود را هیچ گاه ترک نمی کرد.</p>
<p>?هدیه به ارواح مطهر شهدا⇦صلوات?</p><div class="item_footer">کوثر وبلاگ"حوزه خواهران الزهرا (س)ارومیه"
راضیه علیزاده بیانچولی</div>]]></content:encoded>
								<comments>https://ahkam8.kowsarblog.ir/رمان-عارفانه-1#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://ahkam8.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1311006</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>خاطره اربعین</title>
			<link>https://ahkam8.kowsarblog.ir/خاطره-اربعین</link>
			<pubDate>18:29:00 +0430 سه شنبه، 23 شهریور 1400</pubDate>			<dc:creator>راضیه علیزاده بیانچولی</dc:creator>
			<category domain="main">خاطره اربعین</category>			<guid isPermaLink="false">1310302@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;div class=&quot;elgg-output&quot;&gt;
&lt;p&gt;روز اربعین اینکه آسمان غبار آلود بود عجیب نبود برایمان منتها عجیب آن بود که هیچکس انگار در قید دنیا نبود. گفته باشم سفرم مشابه ضرب المثل «حلوای تن تنانی، تا نخوری ندانی» است. فراهم آوردن مقدمات سفر کربلا دست هیچ کسی به جز صاحبخانه نیست، او که میهمانش را بطلبد همه زمین و زمان را بهم می دوزد و می بندد و می سازد تا خوانده شده را به محل خواهان بکشاند. وقتی که صاحبخانه اجازه تشرف میهمان را می دهد، زمین و زمان دست به دست هم می دهند تا موانع از سر راه برداشته شده و میهمان گام در راه میهمانی بردارد.&lt;br /&gt;سفرم در ماه محرم روز عاشورا و روز اربعین آخرین سفرم با مادر مرحومم بود . در سال 1398 بود تا حالا نصیبم نشده بود که در روز عاشورا و روز اربعین در کربلا باشم.&lt;br /&gt;قبل از شروع محرم قرار شد پدرم ، مادرم را برای روز عاشورا و اربعین ثبت نام کند اما همیشه مادرم تنها می رفت تو این یکسال از خدا قبل محرم خواستم که خدایا هر سال مادرم تنهایی میره ، من و پدرم تنها می مونیم ، حسرت میخوریم .&lt;br /&gt;وقتی داشتم خونه رو آماده روضه و به ورود ماه محرم می کردم ؛ پرچم ها رو نصب می کردم و نوحه گوش می دادم و گریه می کردم که خدایا حرم لازمم چی میشه یکبار هم نصیبم کنی تا روز عاشورا و اربعین به زیارت امام حسین (ع) مشرف شوم. داشتم مثل ابر بهاری اشک می ریختم که پدرم و مادرم با جعبه شیرینی وارد خانه شدن .&lt;br /&gt;دیدم خیلی خوشحال هستند مادرم گفت: مژدگونی نمیدی گفتم چی شده ؟ منم اونقدر گریه کرده بودم قیافه ام تغییر کرده بود چشمام قرمز شده بود انگار خون گریه کردم .  مادرم گفت: سوم محرم عازم کربلاییم سه تایی بعدشم با همین کاروان که خواهیم رفت روز اربعین هم دوباره میریم کربلا .&lt;br /&gt;وقتی مادرم این خبر رو داد یه آن احساس کردم زیر پام خالی شد به پرواز دراومدم خیلی خوشحال شدم که بالاخره به آرزوم رسیدم نصیبم شد تا یکبار هم شده اولین تجربه را کنم در روز عاشورا و روز اربعین اما راستش باورم نمیشد؛ برام عین یک رویا بود . &lt;br /&gt;سه روز اول محرم روضه برگزار کردیم روز سوم عازم کربلا شدیم ، من تا اون موقع پنج بار رفته بودم اما هیچکدوم مثل اون یکسال برام لذت بخش نبود.&lt;br /&gt;شنیده بودم که هرکس روز عاشورا تو کربلا باشه عین اینکه تو کربلا خونش با خون شهدای کربلا عجین شده روز تاسوعا تو سامرا بودیم روز عاشورا تو کربلا بودیم یادم هست عصر روز عاشورا بعد از نماز ظهر و عصرمی شد.  که مادرم گفت : اینجا اونقدر الان تلفات میدن که تو عمرت به چشمت ندیدی بهش گفتم چرا مگه چی میشه؟ گفت: زنان قبیله بنی اسد و اهالی طویریج می آیند.&lt;br /&gt;تا حالا نشنیده بودم که همچنین قبیله باشه، دقیقا ساعت 3 بعدازظهر دریک آن حرم آنقدر شلوغ شد که تا ساعت 8 شب نزدیک 500 تا کشته و زخمی دادند ، جایی برای سوزن انداختن نبود ؛ اما خیلی صحنه های جذاب و لذت بخش بود برام . هزار مرتبه شکر کردم که اون روز را نصیبم کرد خدا.&lt;br /&gt;نمیدونستم چرا؟ انقدر خوش میگذره برام چرا؟ مثل دفعاتی که رفتم انقدر جذاب نبود که اون سال لذت بردم و همین طور اربعین یادم هست که تو یکی از موکبها خواستیم استراحت کنیم ، دیدیم جا نیست مادرم گفت: یه لحظه وایستید الان درست میکنم .&lt;br /&gt;خانم های عرب دور مادرم نشستند و شروع به عزاداری کرد و زیارت عاشورا خواند تا اینکه خانم های عرب به من و مامانم و خانم های کاروانمان جا دادند و حتی صاحب موکب اجازه داد تا من و مادرم نون تنوری درست کنیم به ما عربی گفت : (نیة؛ ثم ابدأ بخبز الخبز.) نیت کنید بعد شروع کنید به پختن نان.&lt;br /&gt;در آن سفر اربعین تجربیاتی به دست آوردم که تا حالا تجربه نکرده بودم.&lt;br /&gt;سفری که پر بود از آدمهای خاکی که تو این راه اهمیت ندادن که ممکنه چیزایی بخورند ، چیزایی بنوشند که باعث مریض شدنشون شود ؛ اما به نیت شفا به هر نیتی پا در این راه گذاشته بودند .&lt;br /&gt;صاحب موکب ها ، از بچه های خردسال گرفته تا پیر مرد و معلول که همش تلاش میکردند به خونه هاشون زائر ببرند تا برای زائرین امام حسین (ع) خدمت کنند یادم هست یه دختر کوچولو می شد 3 یا 4 ساله به سختی می توانست حرف بزند ؛اما با پخش کردن دستمال کاغذی پاک کردن کفش زائرین خدمت میکرد. کاش می شد بازم هم چنین تجربه ایی کنم و زیارت اربعین نصیبم شود .&lt;br /&gt;در سال 1399 بود که اربعین من و پدرم قرار گذاشتیم مادرم را بفرستیم برود زیارت امام حسین(ع) اما گفت که من نمی روم پاهام درد میکند نمی توانم راه بروم گفتیم باشد .&lt;br /&gt;تا اینکه دو روز از گفتن ما گذشته بود ؛ یک دفعه ساعت 4 صبح که برای نماز صبح بلند شدم ، مادرم صدام زد که راضیه بیا ببین زیر پشتی که جلوی در اتاق هست ، آیا مبلغ ششصد هزار تومان تراول هست کش دورشه ؟ گفتم مامان شوخیت گرفته اول صبحی؟ گفتم :خب چرا خودت نگاه نمیکنی گفت : میخواهم مطمئن شوم که خواب نمی بینم . تا اینکه پشتی رو بلند کردم دیدم دوازده تا تراول پنجاه هزار تومانی دورش کش بسته شده زیر پشتی گذاشته شده. گفتم قضیه این پول چیه ؟گفت: تو خواب گذاشتن اونجا که بروم کربلا کفن برای خودم بخرم . &lt;br /&gt;آخه مادرم اولین بار که رفتیم کربلا نیت کرده بود که یازده بار میروم کربلا یازدهمین بار کفن میخرم مادرم که قرار بود نره به خاطر پادردش ؛ اما گفت : سریع گذرنامه ام و کارت ملی و همون ششصد هزار تومان رو بزار تو کیفم تا برم کربلا . همون کفنی که خریده بود را من و مادرم با دست خودمان نواقص کفن را با کمک هم با تربت و زعفران نوشتیم شب تا صبح می نوشتیم گاها میشدشب شروع میکردم صبح یک خط را تمام میکردم ، انگار عجله داشتیم برای تمام کردن نوشته های کفن (اواخر اسفندماه شروع کردیم اوایل فرودین ماه تمام کردیم) سه ماه بعد آن دوم تیرماه 1400 به تنش کردن و راهی خانه ابدیش کردیم.&lt;br /&gt;تازه الان فهمیدم چرا اون یکسال سفر که رفتیم انقدر برام لذت بخش  و دلچسب بود چون قرار بود دیگه مادرم در دفعات بعد کنارم نباشه ، بخاطر اینکه تمام اون لحظات را ثبت و ضبط کنم در حافظه ام.&lt;br /&gt;#خاطره_اربعین #دلنوشته_اربعین #به_قلم_خودم&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;کوثر وبلاگ&quot;حوزه خواهران الزهرا (س)ارومیه&quot;
راضیه علیزاده بیانچولی&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="elgg-output">
<p>روز اربعین اینکه آسمان غبار آلود بود عجیب نبود برایمان منتها عجیب آن بود که هیچکس انگار در قید دنیا نبود. گفته باشم سفرم مشابه ضرب المثل «حلوای تن تنانی، تا نخوری ندانی» است. فراهم آوردن مقدمات سفر کربلا دست هیچ کسی به جز صاحبخانه نیست، او که میهمانش را بطلبد همه زمین و زمان را بهم می دوزد و می بندد و می سازد تا خوانده شده را به محل خواهان بکشاند. وقتی که صاحبخانه اجازه تشرف میهمان را می دهد، زمین و زمان دست به دست هم می دهند تا موانع از سر راه برداشته شده و میهمان گام در راه میهمانی بردارد.<br />سفرم در ماه محرم روز عاشورا و روز اربعین آخرین سفرم با مادر مرحومم بود . در سال 1398 بود تا حالا نصیبم نشده بود که در روز عاشورا و روز اربعین در کربلا باشم.<br />قبل از شروع محرم قرار شد پدرم ، مادرم را برای روز عاشورا و اربعین ثبت نام کند اما همیشه مادرم تنها می رفت تو این یکسال از خدا قبل محرم خواستم که خدایا هر سال مادرم تنهایی میره ، من و پدرم تنها می مونیم ، حسرت میخوریم .<br />وقتی داشتم خونه رو آماده روضه و به ورود ماه محرم می کردم ؛ پرچم ها رو نصب می کردم و نوحه گوش می دادم و گریه می کردم که خدایا حرم لازمم چی میشه یکبار هم نصیبم کنی تا روز عاشورا و اربعین به زیارت امام حسین (ع) مشرف شوم. داشتم مثل ابر بهاری اشک می ریختم که پدرم و مادرم با جعبه شیرینی وارد خانه شدن .<br />دیدم خیلی خوشحال هستند مادرم گفت: مژدگونی نمیدی گفتم چی شده ؟ منم اونقدر گریه کرده بودم قیافه ام تغییر کرده بود چشمام قرمز شده بود انگار خون گریه کردم .  مادرم گفت: سوم محرم عازم کربلاییم سه تایی بعدشم با همین کاروان که خواهیم رفت روز اربعین هم دوباره میریم کربلا .<br />وقتی مادرم این خبر رو داد یه آن احساس کردم زیر پام خالی شد به پرواز دراومدم خیلی خوشحال شدم که بالاخره به آرزوم رسیدم نصیبم شد تا یکبار هم شده اولین تجربه را کنم در روز عاشورا و روز اربعین اما راستش باورم نمیشد؛ برام عین یک رویا بود . <br />سه روز اول محرم روضه برگزار کردیم روز سوم عازم کربلا شدیم ، من تا اون موقع پنج بار رفته بودم اما هیچکدوم مثل اون یکسال برام لذت بخش نبود.<br />شنیده بودم که هرکس روز عاشورا تو کربلا باشه عین اینکه تو کربلا خونش با خون شهدای کربلا عجین شده روز تاسوعا تو سامرا بودیم روز عاشورا تو کربلا بودیم یادم هست عصر روز عاشورا بعد از نماز ظهر و عصرمی شد.  که مادرم گفت : اینجا اونقدر الان تلفات میدن که تو عمرت به چشمت ندیدی بهش گفتم چرا مگه چی میشه؟ گفت: زنان قبیله بنی اسد و اهالی طویریج می آیند.<br />تا حالا نشنیده بودم که همچنین قبیله باشه، دقیقا ساعت 3 بعدازظهر دریک آن حرم آنقدر شلوغ شد که تا ساعت 8 شب نزدیک 500 تا کشته و زخمی دادند ، جایی برای سوزن انداختن نبود ؛ اما خیلی صحنه های جذاب و لذت بخش بود برام . هزار مرتبه شکر کردم که اون روز را نصیبم کرد خدا.<br />نمیدونستم چرا؟ انقدر خوش میگذره برام چرا؟ مثل دفعاتی که رفتم انقدر جذاب نبود که اون سال لذت بردم و همین طور اربعین یادم هست که تو یکی از موکبها خواستیم استراحت کنیم ، دیدیم جا نیست مادرم گفت: یه لحظه وایستید الان درست میکنم .<br />خانم های عرب دور مادرم نشستند و شروع به عزاداری کرد و زیارت عاشورا خواند تا اینکه خانم های عرب به من و مامانم و خانم های کاروانمان جا دادند و حتی صاحب موکب اجازه داد تا من و مادرم نون تنوری درست کنیم به ما عربی گفت : (نیة؛ ثم ابدأ بخبز الخبز.) نیت کنید بعد شروع کنید به پختن نان.<br />در آن سفر اربعین تجربیاتی به دست آوردم که تا حالا تجربه نکرده بودم.<br />سفری که پر بود از آدمهای خاکی که تو این راه اهمیت ندادن که ممکنه چیزایی بخورند ، چیزایی بنوشند که باعث مریض شدنشون شود ؛ اما به نیت شفا به هر نیتی پا در این راه گذاشته بودند .<br />صاحب موکب ها ، از بچه های خردسال گرفته تا پیر مرد و معلول که همش تلاش میکردند به خونه هاشون زائر ببرند تا برای زائرین امام حسین (ع) خدمت کنند یادم هست یه دختر کوچولو می شد 3 یا 4 ساله به سختی می توانست حرف بزند ؛اما با پخش کردن دستمال کاغذی پاک کردن کفش زائرین خدمت میکرد. کاش می شد بازم هم چنین تجربه ایی کنم و زیارت اربعین نصیبم شود .<br />در سال 1399 بود که اربعین من و پدرم قرار گذاشتیم مادرم را بفرستیم برود زیارت امام حسین(ع) اما گفت که من نمی روم پاهام درد میکند نمی توانم راه بروم گفتیم باشد .<br />تا اینکه دو روز از گفتن ما گذشته بود ؛ یک دفعه ساعت 4 صبح که برای نماز صبح بلند شدم ، مادرم صدام زد که راضیه بیا ببین زیر پشتی که جلوی در اتاق هست ، آیا مبلغ ششصد هزار تومان تراول هست کش دورشه ؟ گفتم مامان شوخیت گرفته اول صبحی؟ گفتم :خب چرا خودت نگاه نمیکنی گفت : میخواهم مطمئن شوم که خواب نمی بینم . تا اینکه پشتی رو بلند کردم دیدم دوازده تا تراول پنجاه هزار تومانی دورش کش بسته شده زیر پشتی گذاشته شده. گفتم قضیه این پول چیه ؟گفت: تو خواب گذاشتن اونجا که بروم کربلا کفن برای خودم بخرم . <br />آخه مادرم اولین بار که رفتیم کربلا نیت کرده بود که یازده بار میروم کربلا یازدهمین بار کفن میخرم مادرم که قرار بود نره به خاطر پادردش ؛ اما گفت : سریع گذرنامه ام و کارت ملی و همون ششصد هزار تومان رو بزار تو کیفم تا برم کربلا . همون کفنی که خریده بود را من و مادرم با دست خودمان نواقص کفن را با کمک هم با تربت و زعفران نوشتیم شب تا صبح می نوشتیم گاها میشدشب شروع میکردم صبح یک خط را تمام میکردم ، انگار عجله داشتیم برای تمام کردن نوشته های کفن (اواخر اسفندماه شروع کردیم اوایل فرودین ماه تمام کردیم) سه ماه بعد آن دوم تیرماه 1400 به تنش کردن و راهی خانه ابدیش کردیم.<br />تازه الان فهمیدم چرا اون یکسال سفر که رفتیم انقدر برام لذت بخش  و دلچسب بود چون قرار بود دیگه مادرم در دفعات بعد کنارم نباشه ، بخاطر اینکه تمام اون لحظات را ثبت و ضبط کنم در حافظه ام.<br />#خاطره_اربعین #دلنوشته_اربعین #به_قلم_خودم</p>
</div><div class="item_footer">کوثر وبلاگ"حوزه خواهران الزهرا (س)ارومیه"
راضیه علیزاده بیانچولی</div>]]></content:encoded>
								<comments>https://ahkam8.kowsarblog.ir/خاطره-اربعین#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://ahkam8.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1310302</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>ربا خواری</title>
			<link>https://ahkam8.kowsarblog.ir/ربا-خواری-2</link>
			<pubDate>15:02:00 +0430 شنبه، 4 خرداد 1398</pubDate>			<dc:creator>راضیه علیزاده بیانچولی</dc:creator>
			<category domain="main">ربا خواری</category>			<guid isPermaLink="false">759534@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: 12pt; color: #ff0000;&quot;&gt;« خداوند ربا را نابود می کند و صدقات را افزایش می دهد . و خداوند هیچ انسان ناسپاس گنهکاری را دوست نمی دارند .»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: 12pt; color: #0000ff;&quot;&gt;«کسی که ربا خواری کند ، خداوند شکمش را بقدر آن از آتش جهنم پر می کند.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: 12pt; color: #ff00ff;&quot;&gt;سوال :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: 12pt;&quot;&gt;رباخواری یک حرکت شومی است که توسط برخی از ثروتمندان بدان دامن زده می شود ، متدعیست در این خصوص مارا راهنمایی کنید؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: 12pt; color: #ff9900;&quot;&gt;حضرت آیة الله صافی گلپایگانی:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;a href=&quot;https://ahkam8.kowsarblog.ir/ربا-خواری-2#more759534&quot;&gt;ادامه &amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;کوثر وبلاگ&quot;حوزه خواهران الزهرا (س)ارومیه&quot;
راضیه علیزاده بیانچولی&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: 12pt; color: #ff0000;">« خداوند ربا را نابود می کند و صدقات را افزایش می دهد . و خداوند هیچ انسان ناسپاس گنهکاری را دوست نمی دارند .»</span></p>
<p><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: 12pt; color: #0000ff;">«کسی که ربا خواری کند ، خداوند شکمش را بقدر آن از آتش جهنم پر می کند.»</span></p>
<p><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: 12pt; color: #ff00ff;">سوال :</span></p>
<p><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: 12pt;">رباخواری یک حرکت شومی است که توسط برخی از ثروتمندان بدان دامن زده می شود ، متدعیست در این خصوص مارا راهنمایی کنید؟</span></p>
<p><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: 12pt; color: #ff9900;">حضرت آیة الله صافی گلپایگانی:</span></p><a href="https://ahkam8.kowsarblog.ir/ربا-خواری-2#more759534">ادامه &raquo;</a><div class="item_footer">کوثر وبلاگ"حوزه خواهران الزهرا (س)ارومیه"
راضیه علیزاده بیانچولی</div>]]></content:encoded>
								<comments>https://ahkam8.kowsarblog.ir/ربا-خواری-2#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://ahkam8.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=759534</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>مجسمه سازی</title>
			<link>https://ahkam8.kowsarblog.ir/مجسمه-سازی</link>
			<pubDate>23:04:00 +0430 چهارشنبه، 25 اردیبهشت 1398</pubDate>			<dc:creator>راضیه علیزاده بیانچولی</dc:creator>
			<category domain="main">مجسمه سازی</category>			<guid isPermaLink="false">755831@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #0000ff; font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;&quot;&gt;سوال :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff0000; font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;&quot;&gt;ساختن مجسمه ذی روح و آموزش و نصب  آن در میادین و مراکز عمومی چه صورت دارد؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #800080; font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;&quot;&gt;حضرت آیة الله خامنه ای :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;&quot;&gt;به نظر شریف امام راحل «قدس سره الشریف » ساختن مجسمه تام ذی روح حرام است ولی خرید و فروش ونگهداری آن اشکال ندارد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #800080; font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;&quot;&gt;حضرت آیة الله فاضل لنکرانی:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;&quot;&gt;ساختن آن حرام است ولی نصب و نگهداری آن مانعی ندارد. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;a href=&quot;https://ahkam8.kowsarblog.ir/مجسمه-سازی#more755831&quot;&gt;ادامه &amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;کوثر وبلاگ&quot;حوزه خواهران الزهرا (س)ارومیه&quot;
راضیه علیزاده بیانچولی&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="color: #0000ff; font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;">سوال :</span></p>
<p><span style="color: #ff0000; font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;">ساختن مجسمه ذی روح و آموزش و نصب  آن در میادین و مراکز عمومی چه صورت دارد؟</span></p>
<p><span style="color: #800080; font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;">حضرت آیة الله خامنه ای :</span></p>
<p><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;">به نظر شریف امام راحل «قدس سره الشریف » ساختن مجسمه تام ذی روح حرام است ولی خرید و فروش ونگهداری آن اشکال ندارد.</span></p>
<p><span style="color: #800080; font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;">حضرت آیة الله فاضل لنکرانی:</span></p>
<p><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;">ساختن آن حرام است ولی نصب و نگهداری آن مانعی ندارد. </span></p><a href="https://ahkam8.kowsarblog.ir/مجسمه-سازی#more755831">ادامه &raquo;</a><div class="item_footer">کوثر وبلاگ"حوزه خواهران الزهرا (س)ارومیه"
راضیه علیزاده بیانچولی</div>]]></content:encoded>
								<comments>https://ahkam8.kowsarblog.ir/مجسمه-سازی#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://ahkam8.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=755831</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>مدایح اهل بیت (ع)</title>
			<link>https://ahkam8.kowsarblog.ir/مدایح-اهل-بیت-ع</link>
			<pubDate>17:00:00 +0430 شنبه، 21 اردیبهشت 1398</pubDate>			<dc:creator>راضیه علیزاده بیانچولی</dc:creator>
			<category domain="main">مدایح اهل بیت</category>			<guid isPermaLink="false">752848@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #0000ff;&quot;&gt;سوال :&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;&quot;&gt;برخی از ذاکرین در مدایح اهلبیت علیهم السلام تعبیراتی مانند (مست مستم من ، هر چه باداباد ، علی پرستم من ، همچون زهرا مادرت ، از همه خوشگلتری ، یا اباصالح بیا) را بکار می برند که به نظر می رسد با شأن اهلبیت (ع) منافات دارد. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #0000ff; font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;&quot;&gt;آیا به کار بردن این گونه الفاظ چه صورت دارد؟ &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;حضرت آیة الله العظمی خامنه ای :&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;&quot;&gt;معلوم نیست ظاهر این الفاظ مرادشان باشد و د رهر صورت خوب و اشعار بهتر فراوان است آنها را بخوانند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff00ff; font-family: arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;حضرت آیة الله العظمی فاظل لنکرانی:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;&lt;a href=&quot;https://ahkam8.kowsarblog.ir/مدایح-اهل-بیت-ع#more752848&quot;&gt;ادامه &amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;کوثر وبلاگ&quot;حوزه خواهران الزهرا (س)ارومیه&quot;
راضیه علیزاده بیانچولی&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;"><span style="color: #0000ff;">سوال :</span> </span></p>
<p><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;">برخی از ذاکرین در مدایح اهلبیت علیهم السلام تعبیراتی مانند (مست مستم من ، هر چه باداباد ، علی پرستم من ، همچون زهرا مادرت ، از همه خوشگلتری ، یا اباصالح بیا) را بکار می برند که به نظر می رسد با شأن اهلبیت (ع) منافات دارد. </span></p>
<p><span style="color: #0000ff; font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;">آیا به کار بردن این گونه الفاظ چه صورت دارد؟ </span></p>
<p><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;"><span style="color: #ff0000;">حضرت آیة الله العظمی خامنه ای :</span> </span></p>
<p><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;">معلوم نیست ظاهر این الفاظ مرادشان باشد و د رهر صورت خوب و اشعار بهتر فراوان است آنها را بخوانند.</span></p>
<p><p><span style="font-size: 12pt;"><span style="color: #ff00ff; font-family: arial,helvetica,sans-serif;">حضرت آیة الله العظمی فاظل لنکرانی:</span></span></p></p><a href="https://ahkam8.kowsarblog.ir/مدایح-اهل-بیت-ع#more752848">ادامه &raquo;</a><div class="item_footer">کوثر وبلاگ"حوزه خواهران الزهرا (س)ارومیه"
راضیه علیزاده بیانچولی</div>]]></content:encoded>
								<comments>https://ahkam8.kowsarblog.ir/مدایح-اهل-بیت-ع#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://ahkam8.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=752848</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>خرید و فروش نشریات و روزنامه ها ی منحرف</title>
			<link>https://ahkam8.kowsarblog.ir/خرید-و-فروش-نشریات-و-روزنامه-ها-ی-منحرف</link>
			<pubDate>11:37:00 +0430 پنجشنبه، 19 اردیبهشت 1398</pubDate>			<dc:creator>راضیه علیزاده بیانچولی</dc:creator>
			<category domain="main">مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید</category>			<guid isPermaLink="false">751736@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #0000ff; font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;&quot;&gt;خرید و فروش نشریات و روزنامه ها ی منحرف &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #0000ff;&quot;&gt;سوال&lt;/span&gt; : &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;&quot;&gt;خریدو فروش برخی از روزنامه ها و مجلاتی که لا استفاده از آزادی موجود در جمهوری اسلامی برخی از احکام اسلامی را زیر سوال برده و یا به مقدسات انقلاب اسلامی جسارت کرده و یا بی بندوباری و فساد را ترویج می نماید چه صورت دارد؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff0000; font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;&quot;&gt;حضرت آیة الله فاضل لنکرانی : &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;&quot;&gt;در این گونه موارد از خرید آنها اجتناب کنید تا هم خود شما آلوده نشوید و هم آن نشریات تقویت نشوند .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #3366ff; font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;&quot;&gt;حضرت آیة الله بهجت:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;a href=&quot;https://ahkam8.kowsarblog.ir/خرید-و-فروش-نشریات-و-روزنامه-ها-ی-منحرف#more751736&quot;&gt;ادامه &amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;کوثر وبلاگ&quot;حوزه خواهران الزهرا (س)ارومیه&quot;
راضیه علیزاده بیانچولی&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="color: #0000ff; font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;">خرید و فروش نشریات و روزنامه ها ی منحرف </span></p>
<p><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;"><span style="color: #0000ff;">سوال</span> : </span></p>
<p><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;">خریدو فروش برخی از روزنامه ها و مجلاتی که لا استفاده از آزادی موجود در جمهوری اسلامی برخی از احکام اسلامی را زیر سوال برده و یا به مقدسات انقلاب اسلامی جسارت کرده و یا بی بندوباری و فساد را ترویج می نماید چه صورت دارد؟</span></p>
<p><span style="color: #ff0000; font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;">حضرت آیة الله فاضل لنکرانی : </span></p>
<p><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;">در این گونه موارد از خرید آنها اجتناب کنید تا هم خود شما آلوده نشوید و هم آن نشریات تقویت نشوند .</span></p>
<p><span style="color: #3366ff; font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12pt;">حضرت آیة الله بهجت:</span></p><a href="https://ahkam8.kowsarblog.ir/خرید-و-فروش-نشریات-و-روزنامه-ها-ی-منحرف#more751736">ادامه &raquo;</a><div class="item_footer">کوثر وبلاگ"حوزه خواهران الزهرا (س)ارومیه"
راضیه علیزاده بیانچولی</div>]]></content:encoded>
								<comments>https://ahkam8.kowsarblog.ir/خرید-و-فروش-نشریات-و-روزنامه-ها-ی-منحرف#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://ahkam8.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=751736</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>حجاب برتر</title>
			<link>https://ahkam8.kowsarblog.ir/حجاب-برتر-29</link>
			<pubDate>01:15:00 +0330 دوشنبه، 27 اسفند 1397</pubDate>			<dc:creator>راضیه علیزاده بیانچولی</dc:creator>
			<category domain="main">مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید</category>			<guid isPermaLink="false">725946@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff0000; font-family: arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;حجاب برتر چیست؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff00ff; font-family: arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;حضرت آیه الله خامنه ای :&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt; چادر برترین نوع حجاب و نشانه ی ملی ماست .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #0000ff; font-family: arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;سوال :&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #0000ff; font-family: arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt; امروز یک حرکت خزنده ای بر علیه چادر که یک حجاب ملی و سنتی است آغاز گردیده است ، خواهشمندیم نظر مبارک را در این مورد مرقوم فرمایید .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff0000; font-family: arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;حضرت آیه الله فاضل لنکرانی :&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt; سزاوار است خانم ها از چادر استفاده کنند چون چادر در کشور اسلامی ایران از مظاهر و شعائر اسلام می باشد و با حفظ این شعار سعی کنند بانوان محترم حرکت مورد سوال را خنثی کنند .&lt;span style=&quot;color: #ff00ff;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;&lt;a href=&quot;https://ahkam8.kowsarblog.ir/حجاب-برتر-29#more725946&quot;&gt;ادامه &amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;کوثر وبلاگ&quot;حوزه خواهران الزهرا (س)ارومیه&quot;
راضیه علیزاده بیانچولی&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000; font-family: arial,helvetica,sans-serif;">حجاب برتر چیست؟</span><br /> <br /><span style="color: #ff00ff; font-family: arial,helvetica,sans-serif;">حضرت آیه الله خامنه ای :</span><br /><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif;"> چادر برترین نوع حجاب و نشانه ی ملی ماست .</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff; font-family: arial,helvetica,sans-serif;">سوال :</span><br /><span style="color: #0000ff; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"> امروز یک حرکت خزنده ای بر علیه چادر که یک حجاب ملی و سنتی است آغاز گردیده است ، خواهشمندیم نظر مبارک را در این مورد مرقوم فرمایید .</span></p>
<p style="text-align: justify;"><p><span style="color: #ff0000; font-family: arial,helvetica,sans-serif;">حضرت آیه الله فاضل لنکرانی :</span><br /><span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif;"> سزاوار است خانم ها از چادر استفاده کنند چون چادر در کشور اسلامی ایران از مظاهر و شعائر اسلام می باشد و با حفظ این شعار سعی کنند بانوان محترم حرکت مورد سوال را خنثی کنند .<span style="color: #ff00ff;"></span></span></p></p><a href="https://ahkam8.kowsarblog.ir/حجاب-برتر-29#more725946">ادامه &raquo;</a><div class="item_footer">کوثر وبلاگ"حوزه خواهران الزهرا (س)ارومیه"
راضیه علیزاده بیانچولی</div>]]></content:encoded>
								<comments>https://ahkam8.kowsarblog.ir/حجاب-برتر-29#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://ahkam8.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=725946</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
